آخرین اخبار : 

داعش در اروپا به سبک‌چریکی امنیتی عمل می‌کند – مهدی مطهرنیا

_۲۰۱۵۱۲۱۳_۱۱۵۶۵۸

علت گسترش حملات تروریستی به بروکسل با توجه به مرکزیت این کشور در اتحادیه اروپا و وجود لایه‌های امنیتی در این کشور چیست؟
داعش یک گروه تروریستی حرفه‌ای و دارای ابزار موثر نفوذ استراتژیک در لایه‌های امنیتی کشورهایی است که از نظر امنیتی بیش از اینکه به نیروی انسانی متکی باشند، خود را به ابزار و فناوری‌های جدید متکی می‌دانند. داعش به سبک چریکی امنیتی عمل می‌کند و با توجه به حوزه‌های امنیتی انسانی که در غرب به خاطر جهت‌گیری‌های سیاست‌های چندفرهنگی ایجاد شده، در حدود دو قرن است در لایه‌بندی امنیتی اروپا و سطوح مختلف آن نفوذ کرده است، می‌تواند به راحتی در غشای امنیتی موجود مانند بروکسل نفوذ کند و زمینه‌پرور ایجاد فضای رعب و وحشت در کشورهایی شود که اساسا به خاطر پیشینه سیاسی و اجتماعی آنها در سده‌های اخیر کمتر متوجه خشونت سازمان‌یافته در قالب تروریسم بودند. لذا باید این معنا را در نظر بگیریم که هم‌اکنون به واسطه الگوی وجود این حفره‌های امنیتی در فضای باز سیاسی، اجتماعی در کشورهای غربی، امکان بهره‌برداری از این فضا برای عملیات‌های تروریستی به‌رغم ادعا‌های موجود در ارتباط با غشای امنیتی بسیار بالایی که در این حوزه‌ها توقع می‌رود به وجود می‌‌آید. از طرف دیگر دستگاه‌های امنیتی دچار یک پارادوکس هستند؛ از سویی در مناطق هدف خود از همین ابزار تروریستی استفاده کرده‌اند و از آنچه خود از آن حمایت کرده‌اند و به‌عنوان ابزار در مناطق عملیاتی از آن بهره برده‌اند و از طرف دیگر هم‌اکنون به ضد آنها تبدیل شده‌اند. فراموش نکنیم جغرافیای تولید داعش و گروه‌های تروریستی در افغانستان شکل گرفت؛ القاعده و گروه‌های منشعب از القاعده در چارچوب مبارزه با شوروی در افغانستان به وجود آمد و همین‌ها بودند که سازمان‌های امنیتی منطقه مانند سازمان امنیتی پاکستان و عربستان را با خود همراه داشتند و زمینه‌های همیاری علیه شوروی را بر اساس نظریه دوما، رانش «پشه مالاریا» به وجود آوردند و این آشنایی تشدیدکننده این عملیات در کشورهای اروپایی است. از طرف دیگر باید بپذیریم هرگاه قرار است یک منطق جدید سیاسی در جغرافیای هدف مشخص به وجود ‌آید، عملیات تروریستی در اروپا صورت می‌پذیرد، توجه‌ها به آن جلب می‌شود و ماجرا توسط ابرقدرت جهانی در جای دیگر حل می‌شود. من معتقد هستم این سروصدا‌ها در اروپا تحولات بنیادین در خاورمیانه به دنبال خواهد داشت و یک بار دیگر در خاورمیانه عوامل شکل‌دهنده به نظم نوین جهانی به جلو حرکت خواهد کرد.
ایالات متحده امروز به مساله تروریسم با نگاه مدیریتی نگاه می‌کند یا اینکه به این مساله در آینده در نگاه خود با دید برخورد مسلحانه خواهد نگریست؟
تا زمانی که تروریسم به عنوان ابزاری برای نظم نوین جهانی و شدت‌بخش حضور ایالات متحده آمریکا در مناطق هدف کارکرد داشته باشد مبارزه با تروریسم غیرمستقیم خواهد بود. تروریسم مانند کنه‌ای است که ایالات متحده آمریکا آن را در لیوانی انداخته و روی آن را پوشانده است لذا از دید آمریکا ترور و تروریسم‌ها تا این حد می‌توانند پرواز کنند و گاهی نیز از رخنه‌های موجود در این پرش‌ها می‌توانند استفاده‌های جنبی انجام دهند اما در نهایت تروریست‌ها با وجود فضای مثبت در جهت گسترش عملیات خود از منظر دستیابی به فضای سایبری توانسته‌اند تا حدود زیادی تشکیل یک دولت سایه تروریستی بدهند اما هنوز آن‌قدر قدرت ندارد که بتوانند در برابر یک ائتلاف حقیقی دولتمردان جهان ایستادگی کنند و اگر این ائتلاف صورت گرفته است یک ائتلاف ابزاری در جهت ریل‌گذاری تروریست‌ها به سمت و سویی است که از قبل طراحی شده است.
ولی تروریست‌ها از فضای موجود به صورت گسترده‌ای استفاده می‌کنند.
بله، این استفاده به هر ترتیب صورت می‌پذیرد و هیچ چیز مطلق نیست اما از منظر توازن قدرت امروز ایالات متحده آمریکا می‌تواند با در کنار هم قرار دادن چند قدرت بزرگ دیگر در مبارزه با تروریسم بهتر عمل کند. اگر می‌بینیم این امر به صورت قابل امتدادی صورت نمی‌گیرد به این علت است که تروریسم به عنوان دشمن تعریف شده ایالات متحده آمریکا در دهه آخر قرن بیستم و ابتدای قرن بیست و یکم جایگاهی بس مهم پیدا کرده است، لذا باید این نکته را در نظر داشت تا در حوزه عقلانیت ابزاری از این واژه بهره‌برداری نشود مبارزه مهمی با آن صورت نخواهد گرفت و لذا هیچ چیز در عالم سیاست و امنیت از بین نمی‌رود، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود و لذا باید بگوییم ممکن است القاعده از متن به حاشیه رانده شود ولی در چهره داعش با یک تصویر دیگر خود را به نمایش می‌گذارد. فردا هم مانند امروز خواهد بود و اینها از بین‌رفتنی نیستند بلکه می‌توان مدیریت عملیاتی آنها را خنثی‌سازی کرد تا آنها در حالتی غیرفعال قرار بگیرند.
هر کشور بعد از پیدایش و رشد هر پدیده‌ای در جهان باید به فکر استفاده ابزاروار از آن پدیده برای حفظ منافع خود باشد. ایران در تحولات خاورمیانه باید چگونه وارد عمل شود تا در آینده قدرت بیشتری در منطقه و بازی‌سازی‌های این منطقه داشته باشد؟
ایران باید به‌طور اصولی تروریسم را به عنوان یک ضایعه اسفناک تاریخی در منطق ایدئولوژیک خود قرار دهد. تروریسم به هر شکل در اصول و اندیشه‌های ایران اسلامی ما پذیرفته شده نیست و لذا باید قاطعانه در برخورد با تروریسم با در نظر داشتن سیاست‌های معطوف به منافع خود در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای وارد عمل شویم، به این معنا که منافع ملی زمانی می‌تواند در نزد ایرانیان از اصول و ارزش والایی برخوردار باشد که ایرانیت ایرانی و اسلامیت اصیلی که ایرانی پذیرفته است به نمایش بگذارد و لذا منافع ملی ما در این چارچوب قابل پذیرش است و در موقعیت کنونی ایجاب می‌کند با هر آنچه با آرزو‌های نمادین و اصول و ارزش‌های برخاسته از آن در عرصه منطق جغرافیایی منطق خود و منطق ایرانی و باورهای خود یعنی اسلام راستین مخالفت می‌ورزد منفعت خود نداند. لذا منافع ما ایرانیان با تعریفی که از ایران و اسلام وجود دارد به هیچ‌وجه با رفتار‌ها و کنش‌هایی که در آن به گونه‌ای تروریسم مطرح می‌شود مخالف است و باید در عمل هم به نمایش گذاشته شود. تروریسم در حذف شخصیتی هم وجود دارد که به ترور شخصیتی از آن یاد می‌شود، لذا باید رفتاری از خود به نمایش بگذاریم که نشان‌دهنده آن باشد که این اصول و ارزش‌های ملیت ایرانی و اسلامی را ترویج دهد.
بی‌پرده علت اصلی مشکلات خاورمیانه که امروز به اروپا هم کشیده شده است مشکلات ایران و عربستان است. اوباما صراحتا اعلام کرده است عربستان در تقسیمات خاورمیانه باید با ایران کنار بیاید. در این مورد غرب و ایران باید چگونه رفتار کنند؟
غرب به خوبی دریافته است گرهگاه نظم نوین جهانی از منظر ژنوم ژئوپلتیک و ژنوم ژئو استراتژیک در خلیج فارس و فلات ایران رقم می‌خورد. من بارها در دهه گذشته گفته‌ام نوهارتلند یعنی فلات ایران که اولویت استراتژیک نظم نوین جهانی است و نظام آینده بین‌الملل باید به ایران به عنوان یک فلات بلند تاثیرگذار در نظم آینده جهان فکر کند؛ اوباما این موضوع را به خوبی فهمیده است و در رفتار‌های خود آن را به نمایش گذاشته است. این منطق قابل پذیرش است و باید از آن استقبال کرد. ایران می‌تواند لنگر ثبات منطقه مهمی از جهان باشد و روی آینده امنیت بین‌الملل تاثیرگذار باشد. از این روست که اوباما ایران را تک محوریت نظم منطقه‌ای جدید در خاورمیانه و نقطه اتصال این منطقه به خاور دور می‌داند. این نکته را نباید فراموش کنیم که آمریکا به دنبال ایجاد فضایی است که بتواند رهبری امنیتی جهان را بر عهده بگیرد و به مدیریت امنیتی در نظم‌بخشی به جغرافیاهای امنیتی جهان به ویژه در خلیج فارس و فلات ایران نیاز دارد و ایران نیز تنها می‌تواند این مهم را برعهده گیرد و آمریکا چاره‌ای جز پذیرش ایران و قدرت آن ندارد.
از بین دو قدرت بزرگ منطقه – ایران و عربستان – کدام‌یک دست برتر را در معادلات آینده در منطقه خواهند داشت؟
هر کدام به اندازه خود در آینده برای حفظ قدرت خود تلاش خواهند کرد. ایران باید بپذیرد که یک نظام حکومتی و با عنوان بازیگر در میان سایر بازیگران در نظام بین‌الملل است. ایران اگر بخواهد به عنوان یک بازیگر وارد عمل سیاسی شود باید قواعد بازی را بپذیرد و باید انتقادات خود را در چارچوب بازی مقتدرانه انجام دهد.
مقوله امنیت با توجه به پارامتر‌های موجود و بحران‌های پی در پی در چهار سوی جهان در آینده به چه سمت و سویی حرکت خواهد کرد؟
جهان آینده جهانی سراسر از اطلاعات و اخبار خواهد بود. انسان‌ها دیگر در دهکده جهانی نخواهند زیست. انسان در جهان آینده در اتاق شیشه‌ای زیست خواهد کرد. امنیت فردی در ارتباط تنگاتنگ با امنیت بین‌المللی و جهانی قرار خواهد گرفت. از این رو مفهوم امنیت اجبارا از گفتمان‌های امنیتی منفی نقل مکان به گفتمان‌های امنیتی مثبت را تجربه خواهد کرد. تهدید، فرصت، ضعف و قدرت مفاهیمی هستند که باقی خواهند ماند ولی لازم است این مفاهیم بازتعریف شوند و مصداق‌ها و نسبت‌های متفاوتی را تجربه کنند و لذا باید بگوییم که آینده جهان یک آینده امنیتی نه به معنای امنیتی که هم‌اکنون در جهان از آن یاد می‌شود، مورد توجه خواهد بود. جهان آینده امنیتی خواهد بود و بیشتر امنیتی خواهد شد اما با تعریفی از امنیت که در آن تهدید بیش از آنچه به عوامل بیرونی در زندگی بشر باز شود در عوامل درونی شده آن هویدا خواهد شد. هویت‌های ملی بازتعریف خواهند شد حتی مرزهای دولت ـ ملت‌ها در آینده تغییر و تحول پیدا خواهند کرد و به جای دولت ـ ملت‌ها ما دولت ـ رسانه‌ها را شاهد خواهیم بود و زمینه‌های جدید نوع جدیدی از دولت – ملت ایجاد خواهد شد که به تبع آن تغییر و تحول در زمینه امنیتی را ایجاب خواهد کرد. دهه آینده دهه‌ای پرشتاب به سوی این نوع تغییرات در حوزه امنیت است. لذا باید از منظر امنیتی زمینه‌های تغییر و تحولات موجود را از جهت سیگنال‌های موجود و پیش‌ران‌ها و روند‌های حاکم بر این تغییر و تحول دریافت و برای جلوگیری از غافل‌گیری استراتژیک برنامه منظم و تعیین شده‌ای را در این زمینه در دستور کار قرار داد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>